تبليغاتX
استان گلستان - شهرستان گرگان- شهدای روستای سلطان آباد

امام صادق عليه السلام :آنكه در راه خدا كشته شود ،خداوند او را به هيچ يك از گناهانش آ گاه نمي گرداند.وسايل ج11ص9

کمیابترین کدهای جاوا

درباره وبلاگ
پيوندها
امكان
جستجو در تمام سایت :



جستجو در همین صفحه :


تمامی امکانات برای وبلاگ نویسان

14 قدم تا بهشت
 شهید محمد محمدی                                                                   

فرزند :اکبر متولد 2 فروردین 134                                   

 شهادت: 7مرداد1361    

عمليات رمضان منطقه شلمچه

 

اواخر تیر ماه بود و هوا گرم روستاییان هم که کارشان در این فصل زراعت و کشت و کار بود ولی محمد از آنجا که برای دیپلم در هنرستان شهید نصیری گرگان در حال تحصیل بود و تابستان هم بیکار بود.داخل کوچه ایستاده بودم که محمد آمد سراغم و گفت به شهر نمی روی گفتم گفتم برای چه گفتـ بیـا برویم شهـر. باهم رفتیم شهر از جلوی سپـاه گرگان که رد می شدیم عده ای زیادی از مردم ایستاده بودند محمد جلو رفت و گفت چه خبر است گفتند به جبهه اعزام می کنندبا هم از شهر به روستاامدیم و سراغ علی اصغر عبدالحسینی را گرفتیم چون فرمانده پایگاه بود و سابقه جبهه هم بسیار داشت به ااو که گفتیم خوشحال شد و نامهای داد رای ثبت نام جبهه حدود ۱۰ الی ۱۵ نفر از روستا بودیم که عازم جبهه شدیم .

 نوشته شده توسط |  
غربت حسين
 شهید  حسین محمدی

متولد : 1343

شهادت :۱۹مرداد ۱۳۶۲  عملیات والفجر۲

 

 

 متولد روستا بود در مدت چند سالی که در روستاذ زندگی میکرد دختر خانمی را که دختر عمویش میشد عقد کرد و رفت به جبهه و الان سالهاست که همسرش منتظر است او را همراه صوارانی از صبح ظهور ببیند تا شاید او را هم تفقدی کند و ...

 نوشته شده توسط |  
جشن تكليف خون
شهید حسن    محمد علی خانی

فرزند :حسين

متولد :

شهادت : ۱۱ آبان ۶۱ - عمليات محرم- منطقه موسيان

 

 

حسن بود و درس و مزرعه و كشتزار ان روزها آنقدر در زمين هاي كشاورزي كار ميكرد و در مدرسه تحصيل ميكرد انگار كه وقتي ندارد و بايد قبل از رفتن همه كارهايش را درست كند

 نوشته شده توسط |  
اسطوره شجاعت
سردار شهید علی اصغر عبدالحسینی

فرزند : علی اکبر

شهادت : ۲۶ شهریور ۶۲  منطقه مریوان

سردار شهید فرمانده گردان والفجر ۳ 

 

 

سال ۵۶ در منزلشاان عکس شاه را مدیر مدرسه آورده بود او هم به همراه چند تن از دوستانش مجلسی در منزل حاج صفر گرفت تا عکس شاه را در میان بچه ها پاره کند و پاره کرد عکس شاه را تا بچه ها برای مبارزه با طاغوت قوت بگیرند بعضی ها  می گفتند او دیوانه است جانش را از سر راه پیدا کرده است.

 نوشته شده توسط |  
مجنون شهدا
شهید حبیب ا... عبدالحسینی

فرزند : ابوطالب

متولد : ۱۳۴۴

شهادت :  ۳۰ اردیبهشت ۶۳ 

محل شهادت : محور مهاباد

 

 

عاشق پس عمویش سردار عبدالحسینی بود بع از شهادتش مریضی قلبی گرفت می گفتند آنقدر بعد از رفتن سردار تاب نداشت که شبها در حالت خواب بین کوچه های روستا راه میرفت و بلند فریاد میزد شهید اصغر  اصغر کجائی  بعد مردم جمع می شدند او را به منزلش می بردند آنقد ر به دنبال شهادت بود که فرزند شش ماهه اش را رها کرد و رفت برای جبهه فرزندش مظاهر هر وقت در مورد بابایش سخن می گویم نمی گوید بابا می گوید حبیب می دانی چرا... ای برادر تو که پدر بالای سرت است و سایه اش تمام وجودت را آسوده از او بپرس چرا اینگونه می گوید.

 نوشته شده توسط |  
مظلوم اروند
شهید اسماعیل مهاجر منقوش

فرزند: صفر

متولد :

شهادت : ۲۱ بهمن ۶۴ اروند کنار

 

 

 

 

عاشق امام رضا علیه السلام بو د بارها میگفت اگر من عاشق امامرضا هستم از امام رضا خواسته ام که قبل از شهادتم من را بطلبد و بیایم حرمش و از خود او مقام رضای خدا را بخواهم همین طور هم شد ۴۸ محرم را در مشهد مقدس بود عکس گرفت و زیارت هم کرد بعدد رفت و این بار با جمس پاک و سرخ برگشت وهمیشه به خواهرانش می گفت حجاب

 

 

 

 نوشته شده توسط |  
قنوت خون
شهید محمد علی حاجیلری

متولد :

شهادت : ۲۱ بهمن ۶۴

محل شهادت : عملیت والفجر ۸ اروند کنار

 

 

چند روز مانده بود به عملیات والفجر ۸ من هم همراه بچه های روستای سلطان آباد بودم و چند تا عکس میگرفتم و مقداری فیلم محمد علی مرا به پشت چادر برد گفت حاج مهرداد گفتم بله گفت : من در این عملیات شهید می شوم دوست دارم برای دو فرزندم احمد و محمود عکس های بگیری تا یادگاری در دستشان باشد و هر وقت دلشان تنگ شد سراغ عکسم بروند

 نوشته شده توسط |  
سردار روح ا...
شهید نصرت ا... محمدعلیخانی

فرزند : محمدرضا

متولد :۱۳۴۴

شهادت :  ۵ بهمن ۶۵

  

یک سال قبل از شهادتش خواب دیده بود  که سیدی آمده و به او گفته که می آیی برویم بهشت او هم گفته بله باهم یک به یک ا طبقات بهشت را سیر می کردیم و او هم مرا راهنمایی می کرد و توضیح میداد وقتی خواستم به طبقه هفتم بهشت بروم جلویم را گرفت و گفت هنوز زود است نوبت تو نشده از آن روز به بعد سراسیمه بود و منتظر عاشورا می خواند و در رثای حضرت عباس گریه میکرد و از شجاعتش سخن می گفت طولی نکشید که او در عملیات کربلا۴ در جزیره ام الرصاص برای مدت ۲سال و ۴ ماه گمنام بود و وقتی جسم پاکش را آوردند سر و یک پا و یک دست در بدن نداشت .

 

 

 

 نوشته شده توسط |  
گمنام شهدا
شهید حاج علی حسین پور

 

 

 

 

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

سلام بر روح ا.. سلام بر شهیدان سلام بر حاج علی حسین پور

 نوشته شده توسط |  
فهرست اصلي
آرشيو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by mabarsorkh.Blogfa.com

<<<--farsitools.mihanblog.com--->>>